چگونه در امر آموزش با استفاده از بازی های ویدئویی به کودکانمان کمک کنیم؟
راهنمایی برای والدین و تولید کنندگان بازی برای تبدیل بازی های ویدئویی به عناصری مفید و پرکاربرد
تخمین زده می شود که نوجوانان در طول روز به طور میانگین 9 ساعت از زمان خود را صرف بازی های ویدیویی ، برنامه های موبایلی ، رسانه های اجتماعی و سایر فن آوری ها می کنند. با اینکه مقداری از این زمان به فعالیت های مرتبط با مدرسه و یا انجام تحقیقات دانشجویی اختصاص می یابد ولی با این حال میزان ساعات استفاده از این وسایل برای سرگرمی و تفریح تقریباً روزی چهار ساعت یا بیشتر می باشد. بخشی از این زمان صرف تماشای ویدئوهای غیر کاربردی در یوتوب و نتفلیکس می شود. بیشتر آن به انجام بازی های ویدیویی اختصاص می یابد.
و این فقط شامل انجام بازی های تیر اندازی ساده نمی شود و اکثر بازی ها معمولا چالش برانگیز هستند و در افراد مهارت هایی مانند برنامه ریزی ، سازماندهی ، انعطاف پذیری و کنترل فردی را به چالش می کشانند. با اینکه نوجوانان عاشق بازی های ویدیویی هستند ، اما در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا آنها چیزی هم از این بازی ها می آموزند و یا یاد می گیرند که برای رسیدن به خواسته های خود در قرن 21 از این بازی ها کمک بگیرند.
چگونه می توانیم به کودکان کمک کنیم تا از بازی های ویدئویی چیزهایی را بیاموزند؟ و آیا می توانیم همزمان با انجام اینکار ، از آن نیز لذت ببریم؟
تولید کنندگان بازی و شرکت های فناوری سعی کرده اند تا در کنار بازی های دیگر ، دست به تولید بازی های ذهنی و آموزشی نیز بزنند که در ظاهر “سرگرم کننده” هستند. می توانند به توسعه مهارت های افراد در مواجهه با نیازهای قرن 21 کمک کنند. با این حال ، این بازی ها به دلیل اینکه تنها بر روی توسعه مهارت های محدود تمرکز دارند ، همیشه مورد انتقاد قرار می گیرند.
برای توسعه بیشتر مهارتهای فکری و مهارت های مربوط به حل مسئله ، افراد نیازمند کار سخت ، مداوم و تمرین طولانی مدت می باشند. و تنها به این دلیل که چیزی بازی نامیده می شود لزوماً به معنای جذاب بودن آن نیست. اکثریت قریب به اتفاق برنامه های تقویت ذهن و نسل های قبلی بازی های آموزشی به اندازه کافی سرگرم کننده نبودند.
تفکر انتقادی و عملکردی اجرایی
خوشبختانه ، بچه ها بازی هایی که مهارت های فکری افراد را به چالش می کشند را دوست دارند. این بازی ها پیچیده ، سخت و از نظر شناختی چالش برانگیز هستند. آنها مغز را تحت فشار قرار می دهند و نیازمند مهارت های حل مسئله ، تفکر انتقادی و عملکردی اجرایی هستند. اما بازی هایی که مهارت های شناختی را به چالش می کشند ، اغلب برای ایجاد تغییرات اساسی در مهارت های مربوط به دنیای واقعی کافی نیستند.
اگر تولید کنندگان و توسعه دهندگان بازی صادقانه بخواهند بازی هایی سرگرم کننده و خوب برای کودکان بسازند ، باید ساز و کاری در بازی ایجاد کنند که منجر به تعمیم و انتقال آموزش های مبتنی بر بازی (GBL) به مهارت های دنیای واقعی (RWS) شود.
انجام یک بازی ویدیویی جذاب دارای چه مزیت هایی است؟
انجام یک بازی ویدیویی جذاب دارای مزیت های بسیاری است و اساسی ترین مولفه برای یادگیری، دقت و یا توجه است. به زبان ساده تر ، اگر در امر یادگیری توجه کافی نداشته باشید ، قطعا در حین بازی چیزی یاد نخواهید گرفت. با این حال ، حتی داشتن توجه کامل در حین استفاده از بازی های ویدئویی نیز نمی تواند برای انتقال مهارت های این بازی ها به دنیای واقعی کافی باشد.
مربیان و روانشناسان پیشرو در حوزه کودکان، به توصیف استراتژی های مبتنی بر شواهد می پردازند که می توانند بازی های ویدئویی را تبدیل به فرصتی مهم برای یادگیری و انتقال این یادگیری به دنیای واقعی کنند. در بازی های ویدیوئی خوب ، به طور طبیعی بسیاری از اصول مرتبط با آموزش و یادگیری به کار گرفته می شوند.
نیاز کودکان به توسعه مهارت های اجرایی
استراتژی های دقیقی که برای ساختن ابزارهایی برای گسترش مهارت های مبتنی بر بازی به کار گرفته می شوند. اغلب مورد توجه تولید کنندگان بازی قرار نمی گیرد. این مسئله تا حدی به علت انجام ندادن کارهایی است که از نظر آنها ممکن است سرگرمی و جذابیت بازی را از بین ببرند. یادگیری برای سایر تولید کنندگان ، هدفی مشخص به حساب نمی آید.
با توجه به افزایش میزان نیاز کودکان به توسعه مهارت های اجرایی، اجتماعی وعاطفی در قرن بیست و یکم و با توجه به اینکه درصدی از “متخصصان” این حوزه دائم به مسئله تأثیر بد استفاده بیش از حد بازی های ویدئویی بر روی کودکان می پردازند ، ممکن است تولید کنندگان بازی نیز بیش از پیش به این مسائل توجه کنند.
بررسی این مسئله که چگونه می توان در امر یادگیری ، از بازی هایی که باعث افزایش توجه ، انگیزه و پشتکار می شوند ، بهره برد ، اولین قدم در این مسیر به شمار می رود. ما در پست بعدی به این موضوع که چگونه استراتژی های شناختی می توانند تفکرات مبتنی بر بازی را به مهارت های واقعی تبدیل کنند ، خواهیم پرداخت و در پست آخر نیز به موضوع استراتژی هایی که تولیدکنندگان بازی برای انتقال دانش ، اطلاعات و سایر مهارت ها از بازی های ویدئویی به دنیای واقعی استفاده می کنند ، خواهیم پرداخت.
اعتیاد به بازی های ویدیویی
یکی از اصلی ترین شکایات والدین در مورد بازیهای ویدئویی این است که فرزندانشان دائم در حال بازی کردن هستند. دست از بازی کردن نمی کشند. کودکان در حین بازی کاملاً متمرکز و درگیر هستند و از خود سرسختی و مقاومت نشان می دهند و اینها اصلی ترین موارد در امر یادگیری هستند.
اگر تولیدکنندگان بازی به خوبی به این موارد توجه داشته باشند ، به راحتی می توان میزان تمرکز افراد در دنیای واقعی را به میزان توجهشان به کسب مهارت های شناختی و حل مسئله ای با هدف تسلط بر بازی، ارتباط داد. اگر گیمرها بتوانند مهارت های مفید در بازی هایی ویدئویی را شناسایی کنند ، در این صورت روش های جدید برای استفاده از این مهارت ها در خارج از دنیا بازی را نیز پیدا خواهند کرد.
مدیریت زمان و برنامه ریزی
انگیزه نیز می تواند در اینجا نقش مهمی را ایفا کند. اگر گیمرها بتوانند با کار کردن بر روی مهارت های برنامه ریزی یا مدیریت زمان ، در انجام یک بازی حرفه ای شوند ، پس حتما برای انجام این کار ، دلیلی دارند. میزان انعطاف پذیری ، یادگیری از اشتباهات و کارآمدی در انجام کارها را می توان با ایجاد انگیزه کافی در جهت بهبود عملکرد فردی افزایش داد. این انگیزه باعث خواهد شد تا بیشتر بر روی این موارد تمرین کنیم.
هنگامی که تمرین بیشتر منجر به یادگیری ریشه ای و یا خودکار این مهارت ها شود ، گیمرها نیز منابع بیشتری برای انجام بهتر بازی و همچنین برای تشخیص مهمترین مشکلات پیش روی خود ، در اختیار خواهند داشت.
این یکی از دلایلی است که محققان بر اساس آن معتقدند که افزایش میزان دقت در گیمرهای بازی های اکشن باعث بهبود مهارت های دیگری مانند افزایش حافظه کوتاه مدت بصری ، شناخت فضایی(دیدگاه و توانایی استفاده از دانش مرتبط با فضای محیط اطراف یک فرد) و کاهش زمان واکنش در این افراد می شود.
جمع بندی
کودکان فقط تا حدی می توانند از بازی های ویدئویی آموزش ببینند. به ویژه هنگامی که بدون محدودیت و حضور یک واسطه خارجی و یا بدون هیچ گونه جر و بحثی مشغول بازی شوند. در عین حال ، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد یک ساعت بازی در روز برای انجام یک چالش شناختی سالم کافی است.
اگر کودکی انواع بازی های ویدئویی را انجام داده باشد ، احتمالا بیشتر متوجه قدرت بازی های معمولی و متوسط خواهد شد. این بازی ها ابزارهایی قدرتمند هستند که کودکان با استفاده از آنها می توانند مهارت های فکری خود در دنیای واقعی را بهبود ببخشند. اگر تولیدکنندگان بازی تصمیم بگیرند مقداری از ” عناصر دیجیتالی مفید” را به بازی های خود اضافه کنند ، این بازی ها می توانند تبدیل به ابزاری قدرتمند تری در امر یادگیری شوند.











