چگونه کودکانی حرف شنو داشته باشیم ؟ فرزند پروری اقتدارگرا

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. تربیت کودک
  4. chevron_right
  5. چگونه کودکانی حرف شنو داشته باشیم ؟ فرزند پروری اقتدارگرا
فرزند پروری اقتدارگرا

با استفاده از فرمول  4E کودکان خود را مجبور کنید تا از شما اطاعت کنند : انتظار(Expect) ، توضیح(Explain) ، توانمندسازی (Enable) و اجرا (Enforce) فرزند پروری اقتدارگرا

نکات کلیدی

  • دهه ها تحقیق و مطالعه در مورد اصول تربیتی کودکان سبک فرزند پروری اقتدارگرا که با استفاده از فرمول 4E قابل انجام است ، را تایید می کند.
  • سبک فرزند پروری اقتدارگرا برای اطاعت از والدین ارزش بسیاری قائل می شود ، به توضیح دلایل اعمال برخی از قوانین در محیط خانه پرداخته، معیارها و اصول مد نظر والدین را به اجرا در می آورد و کودکان را ملزم به حرف شنوی از والدین خود می کند.
  • کودکان با به کار گیری “سبک اقتدارگرا ” متوجه می شوند که درست به همانگونه  که در مدرسه از معلمان اطاعت خود می کنند، والدین آنها نیز از آنها انتظار حرف شنوی و اطاعت دارند.   
  • یک برنامه رفتاری ساختارمند با استفاده از فرمول 4E می تواند به کودکان با مشکلات رفتاری شدید کمک فراوانی کند.

تربیت کودکان کار سختی است، اما اگر کودکان از والدین خود حرف شنوی نداشته باشند( به عبارت دیگر ، آنچه والدین می خواهند را انجام ندهند)، فرایند تربیت آنها می تواند حتی ۱۰ برابر سخت تر شود.

شما به عنوان والدین از فرزندانتان انتظار احترام و اطاعت دارید. فرمول 4E انتظار(Expect) ، توضیح(Explain) ، توانمندسازی(Enable) و اجرا (Enforce) به شما کمک می کند تا به فرزندان خود توضیح دهید که چرا باید به سبک اقتدارگرایانه شما احترام بگذارند و یا چرا اطاعت از پدر و مادر یک حسن محسوب می شود. توجه به این مسئله به شما در تربیت هر چه بهتر فرزندانتان کمک فراوانی کرده و محیط خانه را تبدیل به مکانی شاد می کند.

نیم قرن تحقیق و مطالعه از تأثیر سبک “فرزند پروری اقتدارگرا” حمایت می کند. 

سبک فرزند پروری اقتدارگرا شامل ویژگی های زیر می شود:

  • هم به خواسته های بزرگسالان و هم به مسئله استقلال كودكان ارزش قائل می شود 
  • به توضیح دلایل اجرای برخی از قوانین در محیط خانه پرداخته و افراد را به داشتن همکاری و تفاهم تشویق می کند
  • در آن، اصول مد نظر والدین به طور کامل اجرا می شود اما ممکن است گاهی اوقات در آن اشکالاتی وجود داشته باشد 
  • در آن به صحبت ها و خواسته های کودکان توجه می شود اما این دلیل نمی شود تا والدین تنها بر اساس خواسته های آنها تصمیم گیری کنند

در تمام مراحل تربیتی ، والدین اقتدارگرا در فرزند پروری اقتدارگرا ، شایسته و مسئولیت پذیر بسیار موفق هستند. دختری ۱۵ ساله ، والدین اقتدارگرای خود را با عبارت “سخت گیر اما دموکراتیک” توصیف می کند و این نشان دهنده درک کامل این کودک از اهداف سبک فرزند پروری اقتدارگرا می باشد.

فرمول 4E انتظار(Expect) ، توضیح(Explain) ، توانمندسازی(Enable) و اجرا (Enforce) نقش مهمی در اجرای سبک فرزند پروری اقتدارگرا داشته و والدین می توانند به کمک این فرمول به تشریح و آموزش مزیت های استفاده از این سبک فرزند پروری اقتدارگرا بپردازند.

– مراحل انتظار و توضیح 

دو مرحله اول به یکدیگر مربوط هستند. انتظارات خود از کودکتان را تعیین کرده و برای هر کدام، حداقل یک دلیل بیاورید: “دم بچه گربه را نکش، بچه گربه اذیت میشه!” “نباید با چاقو بازی کنی، چون ممکنه به خودت آسیب بزنی!”

کودکان با دایره زبانی محدودی که دارند، ممکن است به طور کامل متوجه صحبت های شما نشوند ، اما نوع لحن شما قطعا می تواند بر نحوه تصمیم گیری ها و انتخاب های آنها تاثیر بگذارد و در نتیجه به چنین باوری دست پیدا کنند: وقتی والدینم قانونی را تعیین می کنند ، حتما برای اینکار دلیلی دارند.

ارائه این دلایل به کودکان می آموزد که این قوانین تنها به خاطر عشق و علاقه شما به آنها وضع شده و خودسرانه و غیر منطقی نیستند. درک بهتر کودکان از این مسئله باعث می شود تا با انگیزه بیشتری از شما اطاعت و پیروی کنند. مطالعات نشان می دهد که نوجوانان بیشتر از کودکان با سن و سال کمتر به قوانین حاکم بر محیط خانه احترام می گذارند و از آنها پیروی می کنند ، زیرا آنها بر این باورند که والدین تنها به خاطر رفاه و خوشبختی آنها این قوانین را وضع کرده اند.ارائه دلایل منطقی برای اجرای این قوانین همچنین می تواند به شکل گیری “وجدان اخلاقی” در کودکان کمک فراوانی کند: کودکان برای انجام کارهای خود ، دلایل منطقی را ارائه می دهند.

مثالهایی دیگر از مراحل “انتظار و توضیح”

“وقتی چیزی می خواهی، بگو ” لطفا ” (” این رفتار خوب است و باعث خوشحالی من می شود “).
” وقتی باهات صحبت می کنم، لطفا به من نگاه کن” (“اینطوری مطمئنم میشم که داری به حرفام گوش میکنی”).
“اسباب بازی هاتو جمع کن” (“بنابراین در هنگام راه رفتن پای کسی به آنها برخورد نخواهد کرد”). 
“اگر دیر برمیگردی، باهام تماس بگیر یا بهم پیام بده” (“بنابراین دیگر نگرانت نخواهم شد”).

صحبت کردن با کودک در این رابطه

اگر در برقراری اقتدار در محیط خانه و ترغیب فرزندانتان به پیروی از قوانینی که ایجاد کرده اید، دچار مشکلی شده اید ، ممکن است این مسئله تا حدودی به این دلیل باشد که آنها هنوز متوجه دلایل و ایده اصلی شما از انجام چنین کاری نشده باشند : کودکان همانطور که در مدرسه از معلمان خود حرف شنوی دارند ، باید از والدین خود نیز اطاعت کنند. اگر تا به حال در این رابطه توضیحی به کودک خود نداده اید ، من از شما می خواهم تا در این مورد با کودک خود صحبت کنید و کاملا او را از این مسئله آگاه کنید. در کنار کودک خود بنشینید و با لحنی آرام ، دوست داشتنی، اما جدی ، به او در درک بهتر موارد زیر کمک کنید:

وظایف والدین و فرزندان

والدین وظیفه سرپرستی خانواده را بر عهده دارند و بچه ها هم وظیفه دارند تا از والدین خود اطاعت کنند و کارهایی که ما از آنها می خواهیم را انجام دهند. رعایت این موضوع باعث می شود تا خانه ما تبدیل به مکانی شادتر برای همه اعضای خانواده شود.

در مدرسه هم درست به همین شکل است: بچه ها باید از معلمشان حرف شنوی داشته باشند. انجام اینکار باعث یادگیری بهتر و انجام سریعتر کارها در محیط کلاس می شود.

بنابراین وقتی ما ازت می خواهیم کاری را انجام بدی ( بیا شام بخور ، اسباب بازی هاتو جمع کن، برای خواب آماده شو) باید از ما اطاعت کنی. نمی تونی بگی “نه” و یا من اینکارو انجام نمیدم.

اگر انجام کاری رو فراموش کنی، ما مجبور میشیم بهت تذکر بدیم: ” صحبت هایی که کردیم رو یادت بنداز.” اگر باز هم به حرف های ما توجه نکنی، ممکنه تنبیه بشی: مثلا زمان استراحت و خوابتو کم می کنیم.

و ما ازت می خواهیم، بدون اینکه شکایتی بکنی از قوانین خانه پیروی کنی. شکایت کردن و غر زدن باعث ناراحتی و عصبانیت همه ما میشه.(و اگر با گشاده رویی از ما اطاعت کنی، محیط خانه تبدیل به مکانی شاد و آرام میشه)

خب ، متوجه همه حرفای من شدی؟ میتونی بهم بگی چی گفتم؟ (با صبر و حوصله، به مرور موارد فوق بپردازید)

کودکان باید بفهمند که اطاعت کردن از والدین به نوعی یک حسن محسوب می شود.ما باید کودکان را ترغیب به اطاعت از خود کنیم، البته نه از طریق ایجاد ترس ( زیرا انجام این کار باعث از دست رفتن انگیزه آنها برای رعایت قوانین حاکم بر خانه خواهد شد) بلکه از روی عشق و علاقه به منظور کمک به والدین و سایر اعضای خانواده. از این رو، اطاعت از والدین، اولین قدم در آموزش اصول همکاری و همفکری به کودکان به شمار می آید که کودکان می توانند با یادگیری این اصول در مواقع مورد نیاز به دیگران کمک کنند.

مرحله توانمندسازی

سومین “E”  Enable (توانمندسازی) می باشد. ما می توانیم با یافتن راه هایی جدید به آسان تر شدن رعایت قوانین خانه برای کودکان کمک فراوانی کنیم. بدین ترتیب ممکن است مجبور به تمرین الگوهای رفتاری مد نظر خود در محیط خانه شویم ( درست به مانند انجام تمرینات ورزشی با کودک خود).

 برای مثال:

“بذار بهت بگم که چطوری باید چیزی رو از دیگران درخواست کنی… ” 
“وقتی نوبت بازی تو شد، باید به دوستت بگی…  ” 
“برای اینکه به یه نفر بگی که من متوجه حرفات شدم، باید اینکارو انجام بدی :” مادر ، من متوجه شدم که گفتی … “
“برای ابراز تاسف و پشیمونی، اینکارو باید بکنی:” متأسفم ، لطفاً مرا ببخشید. ” 
ما می توانیم از کودکان خود درخواست کنیم تا تمرینات را تکرار کنند. 
“خب بیا دوباره هر کاری که انجام دادیم رو دوباره تکرار کنیم … می تونی با احترام بیشتری این حرفو بزنی؟”
” می توانی حین حرف زدن با خواهرت از کلمات بهتری استفاده کنی؟”

با درخواست “انجام مجدد” و یا “انجام چند باره کارها” می توانید اطمینان حاصل کنید که کودک شما قادر است بدون هیچ مشکل خاصی خواسته های شما را اجرا کنند. در نهایت در صورت انجام کامل و بدون نقص موارد فوق( و یا مواردی مشابه) به تشویق و تمجید از آنها بپردازید.

من و همسرم ۱۵ نوه داریم. کوچکترین نوه ما ، میرا ، که به تازگی وارد سن ۲ سالگی شده است، کودک بسیار مصمم و با اراده ای است و همیشه پس از پایان زمان بازی، اسباب بازی های خود را از روی زمین جمع می کند. 

رو به همسرم کردم و گفتم: “بلا ، شرط می بندم که میرا بلده چطوری اسباب بازی هاشو جمع کنه ” . و من تعدادی از آنها را داخل جعبه پلاستیکی اسباب بازی ها گذاشتم. میرا فورا به سمت ما آمد و همینطور تکرار می کرد: “ آفرین کارتون عالیه “. وقتی که کمی بزرگتر شد ، ما می توانیم به او نشان دهیم که او خودش به تنهایی می تواند این کار را انجام دهد.

ایجاد الگوهای رفتاری مد نظر خود

با استفاده از فرایند توانمند سازی می توان باعث ایجاد الگوهای رفتاری مد نظر خود در فرزندتان شوید، بدین ترتیب کودک شما دیگر رویکردی مقاومتی در برابر خواسته های شما نخواهد داشت. اگر میرا از شما درخواستی داشته باشد و شما نیز هربار عبارت “بگو لطفاً ” را به او یادآوری کنید، ممکن است انجام چنین کاری باعث تحریک و عصبانیت او شده و در نهایت نیز از روی لجبازی، از انجام خواسته های شما امتناع خواهد کرد. اما اگر به جای استفاده از این عبارت، این سوال را از او بپرسیم، “الان چه باید بگی؟” او در پاسخ به شما خواهد گفت، “باید بگم لطفا”. و انجام اینکار باعث خواهد شد تا میرا به خواسته های شما احترام بگذارد.

وقتی پسر کوچکترم تنها ۵ سالش بود ، من و همسرم راهکاری را پیدا کردیم که باعث می شد تا فرزند ما حرف شنوی بیشتری از ما داشته باشد.ما همیشه در هنگام بازگرداندن متئو از خانه دوستش، دچار مشکلی می شدیم . او مدام اعتراض می کرد که دوست ندارد به خانه برود. ما برای حل این مشکل یک برنامه هفتگی درست کردیم که متئو باید طبق آن عمل می کرد: ما تا مدت ها این جمله را به او یادآوری می کردیم ، “متئو ، تو باید طبق برنامه الان اینکارو انجام بدی.” و انجام اینکار کمک فراوانی به ما کرد.

مرحله اجرا 

چهارمین “E”  به اجرای انتظارات شما مربوط می شود. اگر در موقع نیاز به اجرای صحیح این مرحله بی توجهی کنید ، تمام زحمت های شما برای اجرای فرمول  4Eاز بین خواهد رفت. اما اگر کودک شما توجهی به خواسته های شما نداشته باشد ، چه باید بکنید؟ 

نکته اصلی این است که اگر می خواهید فرزندانتان به انتظارات و خواسته های شما احترام بگذارند، بنابراین باید آنها را در مقابل انجامشان مسئول بدانید. شما از طرق مختلف می توانید به این هدف دست پیدا کنید. شما باید با در نظر گرفتن شرایط موجود، بهترین تصمیم را بگیرید. و اگر روش مد نظر شما موثر واقع نشد ، روش دیگری را امتحان کنید.

– از او بخواهید تا برخی کارها را دوباره انجام دهد: “بیا دوباره امتحانش کنیم. خب … حالا باید آماده خواب بشی. “

– در رابطه با قوانینی که وضع کرده اید، از او سوال کنید: “قانون بازی با اسباب بازی ها چی بود؟”

– در صورت امکان، به او حق انتخاب بدهید. به کودک ۲ ساله ای که نمی خواهد هنگام راه رفتن در خیابان دست شما را بگیرد ، می توانید بگویید: “من دوست ندارم ماشین بهت بزنه. خب حالا دوست داری دستمو بگیری یا دلت میخاد کولت کنم؟ “

پرسش در رابطه با نکاتی که به آنها آموزش داده اید:
“چطوری باید به خواسته های والدین احترام بگذاریم و حسن نیت خودمونو بهشون نشون بدیم؟
در هنگام همفکری و همکاری با دیگران چه نکاتی را باید رعایت کنیم؟ “

تمام جوانب را در نظر بگیرید: ” برای خوشحال کردن من، چه کاری میتونی انجام بدی؟”

با لحنی آرام، او را از عواقب عدم اطاعت از والدین و بی توجهی به قوانین وضع شده آگاه کنید: “میدونی اگه به حرفای ما گوش نکنی چه اتفاقی میفته؟” از قبل روش های تنبیهی خود را تعیین کنید، به عنوان مثال بگویید: “اگر دوباره فلان کارو انجام بدی، زمان استراحت و خوابتو کم میکنم. ” 

در صورت رعایت قوانین برای او پاداش در نظر بگیرید: «وقتی کاراتو انجام دادی ، می تونی با دوستات بری بیرون ، تلویزیون تماشا کنی و یا با گوشیت بازی کنی.” (یک خانواده کانادایی می شناسم که صاحب ۱۰ فرزند هستند و برای روزهای شنبه چنین قانونی را وضع کرده اند).

در صورت صلاحدید و نیاز، قوانین را تغییر دهید. به یاد داشته باشید ، والدین اقتدارگرا نباید خود را کامل و یا عاری از هر گونه خطا و مشکلی بدانند و کودکان نیز این حق را دارند تا نظر خود راجع به قوانین وضع شده اعلام کنند. به عنوان مثال، والدین این خانواده کانادایی، در صورتی که فرزندانشان بخواهند در برنامه روزهای شنبه خود تغییری ایجاد کنند ، طبق معمول جلسه ای را برگزار خواهند کرد.

کودکان با مشکلات رفتاری شدید

یک برنامه رفتاری ساختارمند با استفاده از فرمول 4E می تواند به کودکان با مشکلات رفتاری شدید کمک فراوانی کند.

چند سال پیش ، یکی از مراکز مشاوره کودک در اورگان به دلیل موفقیت در ترغیب کودکان با مشکلات رفتاری شدید به اطاعت از والدین خود ، توجه مرا به خود جلب کرد. این کودکان حتی به معقول ترین خواسته های والدین خود نیز بی توجه بودند. به عنوان مثال، پسر بچه ای برای نشان دادن خشم و عصبانیت خود ، گاهی اوقات بر روی تمام دیوارهای اتاق نشیمن خانه ادرار می کرد و مادر او نمی دانست که چگونه باید با چنین کودکی برخورد کند.  

رعایت چند نکته و حل مشکلات پس از ۱۵ ثانیه

این مرکز آموزشی به او آموزش داد که چگونه با رعایت چند نکته می تواند کاری کند که پسرش، تنها پس از ۱۵ ثانیه، خواسته های او را عملی کند.او سپس به طور کامل قانون جدید را به پسرش توضیح داد: اگر پس از ۱۵ ثانیه حرفمو گوش نکنی ، باید ۵ دقیقه داخل دستشویی بمونی. ( حبس کردن او در اتاق خواب تاثیر تنبیهی چندانی نداشت زیرا اتاق خواب برای او مکانی برای تفریح به حساب می آمد) اگر فرزندش از رفتن به دستشویی خودداری می کرد، می توانست امتیاز مهم تری مانند تماشای تلویزیون را از او سلب کند. اگر بازهم از رعایت قوانین سرپیچی می کرد ، امتیازات بیشتری از او سلب می شد.

اما اگر او طبق قانون ۱۵ ثانیه ای که وضع شده بود، عمل می کرد، یک امتیاز کسب می کرد و در نهایت پس از کسب ۱۰ امتیاز برای او پاداش در نظر گرفته می شد ، پاداشی مانند خوردن یک دسر خوشمزه پس از شام (که قبلا به راحتی آن را از مادر خود دریافت می کرد ؛ اما حالا مجبور است برای بدست آوردن آن به قوانین احترام بگذارد).

او تنها پس از چند هفته پیگیری مداوم رفتارهای فرزندش، گزارش داد كه پسرش تا حد امکان به خواسته های او و قوانین خانه احترام می گذارد و کج خلقی ها و کارهای زشت قبلی خود را کنار گذاشته است. در صورتی که کودک به احترام و اطاعت از والدین خود عادت کند ، دیگر استفاده از چنین فرمولی ضرورت چندانی نخواهد داشت. شما در حین اجرای سبک اقتدار گرا باید تا حد ممکن به مسائلی مانند تمجید و تشکر از کودک خود و موضوع افزایش میزان اعتماد به نفس در او توجه کنید.

منبع : www.psychologytoday.com
مترجم : علی رضا لهفتان
مطالب دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست