سازگاری و وظیفه شناسی در روابط بین فردی را به فرزندان خود یاد دهید
نکات کلیدی
-
روابط ناپایدار و ضعیف ، به ویژه در دوران کودکی، می تواند بر سطح اعتماد به نفس و یا به طور کلی بر میزان خوشبختی و رفاه کودک تأثیر منفی بگذارد.
-
والدین می توانند با الگوبرداری از رفتارهای مناسب و آموزش اصول ارزشمند فردی و اجتماعی، به کودکان در جهت برقراری روابط سالم کمک کنند.
-
برخی از این اصول شامل رفتار کردن با مردم بر اساس ارزشهای بنیادین انسانی ، پرسش از دیگران بر اساس نیازهای فردی و به چالش کشیدن افکار منفی می شود.
قطعاً هیچ کتابچه راهنمائی در مورد چگونگی کمک به کودکان در رابطه با تقویت روابط مثبت وجود ندارد. ما در طول زندگی خود از طریق الگوبرداری از رفتار والدینمان( به کمک فرایند حذف رفتار های نا مناسب)، آموزش در حین کار در محیط هایی مانند مدرسه و سایر مکان ها یاد میگیریم که چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم (روابط بین فردی). همانطور که می دانید ، ممکن است گاهی اوقات استفاده از این روش ها درس هایی سازنده و قابل اعتماد را در اختیار ما قرار ندهند. والدین می توانند رویکردی فعال و غیر مستبدانه در هدایت اجتماعی کودکان داشته باشند.
با توجه به تجربیاتی که در این زمینه بدست آورده ام و از طریق بررسی دقیق رفتارهای بیمارانم، اخیرا متوجه شده ام که قطع و تضعیف روابط بین فردی به ویژه در کودکان، می تواند تأثیرات منفی طولانی مدتی بر اعتماد به نفس ، خوشبختی ، نوع نگاه ما به خود و دیگران و به طور کلی بر روابط ما بگذارد.
درسهایی ارزشمند در رابطه با روابط بین فردی:
۱. با ارزش ها و باورهای خود به تربیت فرزندان خود بپردازید و نه با الگوبرداری از رفتارهای شخص دیگران
از ما خواسته می شود که در رابطه با هر مسئله ای بر اساس رفتارهای شخص دیگران عمل کنیم. فلانی آدم خسیسی است، پس “من هم باید خسیس باشم”. خساست و “احساسی” که نسبت به آن دارید، هیچ فایده و سودی برای شما و دیگران ندارد. به جای تبعیت از دیگران ،بهتر است به سوالاتی مانند “دوست دارید در آینده تبدیل به چگونه فردی شوید؟” و “بهترین نسخه خودتان به چه صورتی است؟” فکر کنید. اگر ارزش های شما شامل مهربانی، احترام به دیگران و سایر موارد مشابه می شود ، صرف نظر از رفتارهای شخصی دیگران ، همیشه رویکردی متفکرانه داشته باشید. اگر طبق ارزش های مد نظر خودتان عمل نکنید و پایبند اصول اخلاقی نباشید، این موضوع می تواند باعث شرمساری شما شود.
۲. با مردم آنطور که خودتان دوست دارید، رفتار نکنید بلکه با آنها به گونه ای که دوست دارند، رفتار کنید
ما اغلب به روش هایی که از قبل با آنها آشنا هستیم، با مردم برخورد می کنیم. اگر فردی احساس ناامیدی و ناراحنی کند، ما همانطور که دوست داریم آن فرد با ما رفتار کند، با او رفتار خواهیم کرد. اما از کجا بدانیم که دیگران چگونه رفتارهایی را می پسندند؟ برای پی بردن به این موضوع باید شخصا از افراد راجع به نیازهایشان سوال کنید.( برای پی بردن به این موضوع راه دیگری وجود ندارد زیرا افراد مختلف دارای شخصیت های متفاوتی هستند.)
۳. هنگامی که ذهن احساس ترس و ناامنی می کند، بهتر است با خودتان حرف بزنید
ذهن ما به طور ذاتی همیشه در تلاش است تا از ما محافظت کند ، که گاهی اوقات ممکن است این مسئله باعث خستگی و آزار ما شود. ذهن ما بیش از آنچه که ما نیاز داریم، از ما محافظت کند که همین مسئله می تواند باعث پایین آمدن میزان اعتماد به نفس ، احساس عدم امنیت و نگرانی در ما شود. ما ممکن است دائم در درون ذهن خود جملاتی مانند “هیچ کس مرا دوست ندارد” یا “همه از باهوش تر هستند” را تکرار کنیم.
ما باید به شکلی گسترده به مقابله با افکار منفی خود بپردازیم و در نهایت به گونه ای که دوست داریم، عمل کنیم. به منظور موفقیت در هنگام استفاده از این روش، باید به شکلی هدفمند و واقع گرایانه به مقابله با افکار منفی خود بپردازید.برای مثال بهتر است به جای جمله “هیچ کس مرا دوست ندارد” از جمله “برخی از مردم نسبت به من واکنش منفی نشان می دهند” استفاده کنید.
۴.فرایند کسب اعتماد به نفس در درون ذهن ما رخ می دهد
ایجاد اعتماد به نفس ، خودباوری و عشق به خود وظیفه ماست.(و نه دیگران) هرچه احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم ، در روابط خود با دیگران عملکرد بهتری خواهیم داشت و بدین ترتیب می توانیم به راحتی افراد را جذب خود کنیم و با آنها ارتباط برقرار کنیم. ما باید به این مسئله توجه کنیم که آیا ما به اندازه کافی برای شناختن خود و درک بهتر افکار و احساسات خود، زمان اختصاص می دهیم. ما همچنین باید به منظور بهبود وضعیت روانی خود با توجه به محدودیت های درونیمان به شکلی هماهنگ و جدی تلاش کنیم. تأیید و سنجش فردی عملی شخصی بوده و توجه روزانه به آنها امری حیاتی است.
۵. در هنگام عصبانیت، مکث کنید
همه ما ممکن است گاهی اوقات نسبت به دیگران واکنش های شدیدی از خود نشان دهیم. ممکن است دیگران بخواهند با صحبت کردن راجع به مسائل خصوصی ما، ما را تحریک به انجام واکنش متقابل کنند. مکث کردن در چنین مواقعی بسیار مهم بوده و به ما این فرصت را می دهد تا برای مدتی کوتاه راجع به احساسات خود در آن لحظات، دلایل شکل گیری درگیری و نشان دادن واکنش مناسب فکر کنیم. کمی به این موضوع فکر کنید و سپس دوباره به مطالب اشاره شده در مورد شماره ۱ لیست بپرداز ید.
۶. با کنجکاوی و گشاده رویی با دیگران ارتباط برقرار کنید
افراد به طور کلی با توجه به قضاوت ها و انتظاراتی که از دیگران دارند، به سایرین نزدیک می شوند. همیشه قبل از برقراری ارتباط با دیگران این سوال را از خود بپرسید: “دیگر از چه راه هایی می توانم با نوع شخصیت افراد آشنا بشوم ؟”. خود را به عنوان یک فرد محقق در نظر بگیرید که دائم در حال تلاش برای درک بهتر رفتارهای انسانی بوده و از این طریق می خواهد از اعتبار و درستی قضاوت ها و انتظارات خود آگاه شود. نزدیک شدن به دیگران از روی کنجکاوی باعث فروکش کردن حالت تدافعی و افزایش میزان همدلی در ما شده و فضای بیشتری را برای تغییر عقاید و تصورات نادرستی که پیش از این داشتیم، در اختیارمان قرار می دهد.
۷. به مردم بگویید که چگونه باید با شما رفتار کنند
از دیگران نباید انتظار داشت که به طور دقیق از نیازهای و خواسته های شما خبر داشته باشند. با این حال ما همیشه آرزو می کنیم که ای کاش آنها از علایق و نیازهای ما آگاه بودند. ما همیشه تمایل داریم که دیگران بدون اینکه فرصتی به آنها بدهیم، از علایق و خواسته های ما آگاه باشند، که البته عدم آگاهی دیگران از این موارد در نهایت ممکن است باعث نا امیدی ما شود. دیگران اغلب شناختی کافی از ما ندارند، بنابراین نمی توانند درک کافی از آنچه که در درون ذهن ماست، داشته باشند. ما باید به آنها اجازه دهیم تا بیشتر با ما نیازها و خواسته هایمان آشنا شوند و در مرحله بعد نیز باید مرزهای خود با دیگران را تعیین کنیم که این کار باعث خواهد شد تا افراد نیازهای ما را بهتر درک کنند.
۸. روابط مانند خود افراد رشد و تکامل پیدا می کنند
ما انسان ها و روابطی که با هم برقرار می کنیم، دائم در حال رشد و تغییر بوده و انسان ها گاهی اوقات در برقراری ارتباط با دیگران دچار شک ها و تردید هایی می شوند.بنابراین ما با توجه به این مسئله باید بپذیریم که نوع نیاز ها ، دوستان و روابط ما به مرور زمان تغییر خواهند کرد. ما ممکن است در انتخاب افرادی که می خواهیم با آنها ارتباط برقرار کنیم سخت گیری کنیم، آنها را از خواسته های خود آگاه کنیم و یا حتی نیازها و انتظارات خود را به مرور زمان تغییر دهیم. تمامی این موارد بخشی از فرایند توسعه طبیعی ما هستند و شامل همه افراد می شود.
ممکن است ما به کتاب های راهنمای تربیتی کودکان دسترسی نداشته باشیم ، اما با این وجود می توانیم به کودکان خود در برقراری روابط رضایت بخش و مثبت کمک کنیم. علاوه بر تشویق آنها به الگوبرداری از رفتارهای ما که مسئله ای اساسی در امر فرزند پروری می باشد ، می توانیم به آنها اصول ارزشمند مرتبط با بهبود روابط سالم را نیز آموزش دهیم.












2 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید
خیلی مفید بود
ممنون بابت اطلاعات مفیدتون