طیف وسیعی از واکنش ها به طلاق حتی اگر شدید هم باشند، طبیعی هستند.
نکات کلیدی
-
کودکان نسبت به خبر طلاق والدین خود به شیوه های مختلف از جمله شوک، اندوه، خشم و یا کم کاری در انجام کارها واکنش نشان میدهند. آنها همچنین ممکن است پسرفت کنند یا واکنش های هیجانی نشان دهند.
-
اکثر این واکنش ها طبیعی هستند. واکنش های شدید معمولاً پس از مدتی با سازگار شدن کودک با شرایط جدید فروکش خواهد کرد.
-
اگر کودک به سطح فکری، عملکردی و رفتاری قبلی خود باز نگردد، ممکن است به کمک یک درمانگر نیاز داشته باشد.
شما در این رابطه با همسر خود “گفت و گو” کرده اید و حالا باید تصمیم بگیرید که چگونه و چه زمانی به فرزندان خود بگویید که در حال طلاق گرفتن هستید، اما در عین حال نگران نحوه واکنش فرزندان خود نیز هستید. ممکن است از صحبت هایی که قرار است با فرزندان خود داشته باشید، بترسید.
واکنش های کودک با توجه به شرایط ایجاد شده در نوع خود منحصر به فرد هستند.
اکثر واکنش ها کاملاً طبیعی است و بیشتر کودکان به مرور زمان خود را با شرایط جدید وفق میدهند. آنچه در اینجا مهم است، این است که شما و همسرتان باید به دور از ایجاد هر گونه تنش و یا مشاجره ای فرزندان خود را از این موضوع آگاه کنید. فرزندان شما بسته به سن ، خلق و خو و یا میزان احساس امنیتی که دارند، ممکن است به یک یا چند روش زیر به این مسئله واکنش نشان دهند:
شوک
فرزندانتان انتظار روی دادن چنین اتفاقی را نداشتند. این میتواند به این دلیل باشد که شما همیشه مشاجرات و یا درگیری های خود را از آنها مخفی کرده اید و یا احتمالا به اختلافات زناشویی خود توجهی نداشته اید و از بیان چنین مسائلی سرباز زده اید.و آنها به خاطر مشکل ایجاد شده، احساس غافلگیری میکنند.
تعجب و ناامیدی
بچه های شما در این حالت شوکه نمیشوند اما ممکن است آنها با خود بگویند که “قرار نبود کار به اینجا بکشد و والدینم از هم طلاق بگیرند ” ممکن است این تصمیم شما باعث شود تا آنها احساس کنند که مورد خیانت قرار گرفته اند؛ به خصوص اگر احساس کنند که شما سعی داشتید این موضوع را از آنها پنهان کنید و به آنها اطمینان دادید که هیچگاه طلاق نخواهید گرفت.
آسودگی
ممکن است فرزندان شما در خانه ای زندگی کرده باشند که در آن اعضای خانواده همیشه با یکدیگر درگیر بوده و استرس زیاد و بگو مگوهای بلند و یا حتی خشونت و اعتیاد والدین باعث از بین رفتن احساس آرامش در آنها شده باشد و بنابراین دانستن اینکه شما در حال طلاق گرفتن هستید، ممکن است برای آنها آرامش بخش باشد.
غم و اندوه
فرزندان شما ممکن است گریه کنند و ممکن است شما هم با مشاهده ناراحتی آنها گریه کنید و این هیچ اشکالی ندارد. هنگامی که فردی به کلیسا می رود و پیمان های مربوط به ازدواج را به زبان میآورد، هیچگاه به جدا شدن فکر نمی کند. مهم است که به آنها بفهمانید که گریه کردن و ناراحت بودن کاملا طبیعی است. سعی نکنید آنها را شاد کنید؛ اما به آنها اطمینان دهید که حتی اگر اوضاع سخت هم باشد، بازهم دوباره به زندگی عادی خود باز خواهند گشت.
اضطراب، سردرگمی، ترس و نگرانی
بچه های شما ممکن است سوالات زیادی در ذهن خود داشته باشند. آنها ممکن است بخواهند که بدانند که چرا چنین اتفاقی افتاده و چه کسی مقصر آن است و یا چه کسی را باید تسلی داد. آنها به ویژه میخواهند بدانند که این تصمیم چگونه بر زندگی آینده آنها تأثیر خواهد گذاشت.
آیا آنها مجبورند که خانه فعلی خود را ترک کنند و به جای دیگری بروند ؟
آیا بعد از طلاق میتوانند هر دوی شما را ملاقات کنند؟
آیا آنها باید مدرسه خود را تغییر دهند؟
شما میتوانید با گفتن تمام چیزهایی که ممکن است تغییر کند و آنچه که ثابت میماند و همچنین چیزهایی که آنها ممکن است هنوز متوجه آنها نشده باشند، آنها را از سردرگمی و نگرانی نجات دهید.
عصبانیت
ممکن است وقتی که در کنار فرزند خود نشسته اید، کودک شما از اتاق فرار کند و به اتاق خوابش برود و خود را در آنجا حبس کند. این کودک برای درک و تجزیه و تحلیل این مسئله به زمان نیاز دارد و شما میتوانید به او این اطمینان را بدهید که هر زمان که آماده صحبت کردن با شما شد، شما در کنار او خواهید بود.
سرکوب کردن
این کودک ممکن است به هیچ وجه تمایلی به صحبت کردن در این رابطه نداشته باشد. او حتی ممکن است مایل به شنیدن این موضوع نیز نباشد. او به انکار مسائلی که در ذهنش ایجاد شده است، پرداخته و حتی ممکن است احساسات خود را نیز انکار کند. شاید او غرق احساسات است و برای سازگاری با شرایط جدید به زمان نیاز دارد.
وقتی که تصمیم می گیرید تا مسئله طلاق خود را با فرزندانتان در میان بگذارید، تمام این واکنش ها طبیعی خواهد بود. کودک شما به احتمال زیاد نیاز دارد تا در روزها، هفته ها و ماه های آینده، در این رابطه با شما صحبت کند زیرا هر کودکی به شیوه خود خبر طلاق را هضم میکند.
حال چگونه می توانید متوجه شوید که آیا کودک شما به کمک نیاز دارد یا خیر؟
چه زمانی واکنش آنها عادی نیست؟
برای کودکان معمولی طبیعی است که به عنوان مثال در بسیاری از موارد دچار پسرفت شوند. آنها ممکن است نیاز داشته باشند تا شما آنها را بیشتر وازش کنید. ممکن است دوباره جایشان را خیس کنند و یا از لحاظ احساسی حساس و شکننده به نظر رسند.
کودکان ممکن است با درگیری با خواهر و برادر و یا تحریک شما به روش های دیگر احساسات خود را بروز دهند. ممکن است رفتار آنها در مدرسه بدتر شده و یا نمرات آنها افت کند.
سایر کودکان نیز ممکن است دیگر علاقه ای به فعالیت های روزمره خود نداشته باشند و از انجام بسیاری از کارها سرباز زنند. گویی که آنها از شما ، از دوستان و حتی زندگی مدرسه ای خود دور شده اند.
نوجوانان ممکن است از فعالیت های خود کنار کشیده و افسرده به نظر برسند.
تغییرات ایجاد شده در رفتار آنها طبیعی است، مگر اینکه بیش از چند ماه طول بکشد.
در مدت زمان کوتاهی، فرزند شما باید به حالت عادی و اولیه خود بازگردد. کودکی که عادت داشت بیرون برود دوباره به ملاقات دوستان خود برود و یا کودکی که در گذشته دارای فعالیت بوده دوباره با اشتیاق معمول خود، مشغول ورزش کردن شود.
اگر فرزند شما به سطح فکری، عملکردی و رفتاری قبلی خود بازنگشسته است، این بدان معناست که او هنوز با تغییرات ایجاد شده در بنیان خانواده کنار نیامده و از درون سختی های بسیاری را تحمل می کند و قادر به سازگاری با شرایط جدید نیست.گرفتن مشاوره از یک درمانگر حوزه کودکان می تواند بهترین گزینه برای رهایی کودک شما از این وضعیت باشد.











