راهکارهایی برای کاهش ترس در کودکان با سنین مختلف

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. تربیت کودک
  4. chevron_right
  5. راهکارهایی برای کاهش ترس در کودکان با سنین مختلف
ترس کودکان

ترسهای کودک خود، از ترس از غریبه ها گرفته تا ترس از تاریکی را مهار کنید.

ترس کودکان در سنین مختلف

نوزادان و کودک نوپا: تا ۲ سال

ترس کودکان از غریبه ها: 

حتی نوزادان خواب آلود نیز می توانند به خوبی چهره والدین خود را از چهره افراد ناشناس تشخیص دهند اما کودکان از سن ۶ تا ۸ ماهگی دچار نوعی ترس به نام “اضطراب جدایی” می شوند.

دکتر داون هوبنر روانشناس و نویسنده کتاب رهایی از اضطراب می گوید:

این امری کاملا طبیعی است و می توان گفت که به نوعی برای سلامت روانی کودک نیز لازم است: همانطور که کودک شما از نظر جسمی قادر به خزیدن، چهار دست و پا راه رفتن و نیازمند نوازش فیزیکی والدین خود هستند، داشتن رفتاری محتاطانه در برابر افراد غریبه نیز باعث می شود تا کودکان با حد و مرزهای خود بهتر آشنا شوند. اکثر کودکان نوپا تا سن ۲ سالگی می توانند از این مرحله سخت عبور کنند اما هنوز هم این احتمال وجود دارد که در صورت مشاهده افراد ناشناس در اطراف خود، از خود رفتاری محتاطانه نشان دهند.

ترس کودکان از صداهای بلند:

دکتر هوبنر می گوید: “نوزادان سیستم حسی کاملی ندارند، بنابراین صداهای ناگهانی و یا بلند ممکن است باعث ترساندن و یا گریه کردن آنها شود. صدای سیفون توالت های عمومی ، رعد و برق و دزدگیر خودرو از جمله صدایی هستند که کودکان ممکن است از آنها بترسند. تامار چانسکی، روانشناس کودک و نویسنده کتاب “اضطراب کودکان خود را درمان کنید” بر این باور است که سر و صداهای بلند و واکنش بدن به آنها می تواند از لحاظ جسمی به کودکان خردسال آسیب برساند. یک کودک نوپا بعد از یک یا دو بار تجربه ترس می تواند احساسات ناخوشایند قبلی خود (“خیلی صداش بلند بود! واقعا اذیت شدم!”) را با یک مکان خاص مرتبط کند. به عنوان مثال ممکن است حتی قبل از ورود به یک رستوران پر سر و صدا و یا یک دستشویی عمومی دچار ترس شود.

ترس کودکان از افراد با لباس های خاص:

دکتر چانسکی می گوید:

لباس ها و گریم های عجیب و غریب افراد در جشن هالووین روز به روز ترسناک تر می شوند:

“لباس ها و ماسک های این مراسم که در روز ۳۱ اکتبر برگزار می شود، واقعا برای کودکان ترسناک هستند.” آیا آن مرد با پالتو و شنل مشکی واقعا یک آدم است؟ آیا او یک حیوان است؟ آن فرد مطمئناً شبیه کسی نیست که قبلاً  فرزند شما او را ملاقات کرده باشد و همین مسئله باعث می شود تا آن فرد به طور بالقوه ای برای کودک شما خطرناک به نظر برسد. اگر شما نیز چنین لباس های عجیب و غریبی را بپوشید، ممکن است کودک شما نتواند بلافاصله شما را بشناسد. بنابراین کودک شما ممکن است بعد از مشاهده شما با چیزهایی مانند کلاه گیس و یا لباس جادوگری شروع به گریه کردن کند و تنها علت آن نیز ترس از شما می باشد.

چگونه می توانیم به آنها کمک کنیم

باید کاری کنید که کودکان از بودن در کنار افراد احساس راحتی کنند. ژانین دومینگز ، روانشناس بالینی کودکان از موسسه ذهن کودک می گوید: “نوزادان و کودکان نوپا سعی می کنند تا میان خود و والدینشان نوعی وابستگی ایمن ایجاد کنند. کودکان می خواهند مطمئن شوند که والدین آنها برای حفظ آرامش و امنیت آنها همیشه در کنارشان هستند.”. بنابراین کودک خود را از زمین بلند کنید، در کنار او بنشینید و به هر طریقی سعی کنید او را آرام کنید: میتوانیم او را بغل یا نوازش کنیم و در هوا تابش بدهیم و یا با گفتن جملاتی مانند”همه چیز خوبه نگران نباش. مامان اینجاست. ” ترس او را کاهش دهیم.

در مواقعی که می دانید که ممکن است اتفاقی “ترسناک” برای کودک شما رخ دهد، می توانید با هشدار دادن به او کمک کنید. فرض کنید شما در یک دستشویی عمومی هستید و قصد دارید سیفون توالتی را بکشید، شما می توانید با گفتن چنین جمله ای “من الان دارم دست شویی رو میشورم و ممکنه صدای بلندش یکم تو رو  بترسونه اما نگران نباش مامان اینجا کنارته. ”

در مجموع سعی نکنید که احساسات خود را درگیر چنین ماجراهایی بکنید. بله ، ممکن است شما تمایل نداشته باشید که کودک ۲ ساله شما در جشن خانوادگی و سرگرم کننده هالووین دچار ترس شده و یا جیغ بکشد، اما اگر کودک شما احساس کند که شما از دست او ناراحت و یا عصبانی هستید، این موضوع تنها باعث می شود تا میزان احساسات منفی در او افزایش پیدا کند. دکتر دومینگوز می گوید: “آرامش شما می تواند مانع از تبدیل شدن اوضاع موجود به یک اتفاق وحشتناک برای کودک شما بشود. آرامش شما همچنین باعث می شود تا در دفعات بعد از میزان ترس و نگرانی کودک شما کاسته شود.” درست چند ماه دیگر ، بابانوئل به دیدار کودکان شما خواهد آمد.

کودکان پیش دبستانی: ۳ تا ۴ سال

ترس کودکان از سگها و سایر حیوانات:

مغز انسان به گونه ای طراحی شده است که ما را از خطرات احتمالی مطلع کرده و از ما در برابر آنها محافظت می کند. در گذشته های بسیار دور خطر بیشتر  به حمله یک حیوان درنده مانند پلنگ یا گرگ مربوط می شد و بنابراین طبیعی است که کودکان در هنگام رد شدن از کنار موجودات خزدار دچار ترس شوند.

دکتر چانسکی توضیح می دهد:

نوزادان و کودکان نوپا نیز معمولاً از حیوانات می ترسند، اما وقتی قوه تخیل فعال آنها در سال های بعد شروع به فعالیت می کند، اوضاع می تواند حتی بدتر شود.در ذهن کودکان ایده هایی غیر معقول در مورد این که یک موجود تیزپا و عجیب و غریب چه کارهایی می تواند انجام دهد، شکل می گیرد : می تواند مرا به زمین بزند! چشمم را لیس بزند! تمام دستم را با دندانهای بزرگش بخورد! . حتی سگها و گربه های دوست داشتنی نیز ممکن است از نظر آنها موجوداتی ترسناک به نظر برسند.

ترس کودکان از تاریکی:

کودک شما پس از سالها خواب راحت (حتی در تاریک ترین اتاقها)، ممکن است ناگهان از سایه های اتاق خواب خود بترسد و یا گریه کند:” آنجا خیلی تاریک است”.

دکتر هوبنر می گوید:

کودکان برای درک بهتر چیزهایی که می بینند،دائماً محیط اطراف خود را اسکن می کنند. بنابراین قرار گرفتن در تاریکی می تواند تا حد زیادی برای او سخت و آزار دهنده باشد زیرا او در چنین فضایی به درستی قادر به دیدن نمی باشد. تخیل رو به رشد فرزند شما نیز تاثیر زیادی بر روی این موضوع می گذارد: “هنگامی که بچه ها سروصداهایی را می شنوند و یا سایه ای را می بینند، با خود می گویند : ” این چی میتونه باشه ؟! “آنها ممکن است تصور کنند که یک هیولا و یا یک ببر در اتاق آنها حضور دارد.”

ترس کودکان از تغییرات :

مغز فرزند شما در سنین خردسالی سخت تلاش می کند تا بفهمد که این جهان و اجزای آن چگونه کار می کند. فرزند شما پس از مدتی متوجه وجود نوعی نظم و ثبات در جهان هستی می شود، به همین دلیل داشتن یک روال همیشگی و ثبات می تواند برای کودکان در این سن بسیار لذت بخش باشد و هر چیزی که در آن اخلالی ایجاد کند( تغییر رنگ موهای شما ، جابجایی وسایل اتاق نشیمن و یا گذاشتن چیز جدیدی بر روی بشقاب شام او) می تواند باعث نگرانی او شود.

چگونه می توانیم به آنها کمک کنیم

ناتاشا برگرت ، متخصص اطفال از کانزاس سیتی میسوری می گوید: برای کمک به کودک خود نباید سریعا وارد عمل شوید و بهتر است کمی صبر کنید تا به مرور به چنین وضعیت هایی عادت کند. فرض کنید دخترتان از نزدیک شدن به سگ ها می ترسد، به کنار او بروید و به او دلداری بدهید اما نهایت یک یا دو دقیقه در کنار او بمانید. به او بگویید که بعضی از سگ ها ممکن است خیلی بزرگ باشند و یا پشت دست خود را بیرون بیاورید و بگذارید سگی که باعث ترساندن کودک شما شده است، آن را بو بکشد.

هر کاری که انجام می دهید، به هیچ عنوان سعی نکنید تا به طور کامل چیزهای ترسناک را کودک خود دور کنید.

دکتر چانسکی می گوید:

“البته که شما نمی خواهید فرزندتان دچار رنج و سختی بشود اما اگر سعی کنید تا به طور کامل چیزهای ترسناک را کودک خود دور کنید، این مسئله باعث ادامه دار بودن ترس کودک شما خواهد شد.” برای مثال به هیچ عنوان نباید به کودک خود بگویید: “آره ، حق با توست ، آن سگ (یا آن اسفناج  یا آن نیمکت جدید) ترسناک و یا خطرناک است و تو نمیتونی به تنهایی از پسش بربیای.” در عوض سعی کنید دوباره به سمت همان سگ بروید و بدین ترتیب باعث شوید تا کودک شما کمی از منطقه امن خود خارج شود.

کودکان در سن مدرسه: ۵ تا ۶ سال

ترس کودکان از عصبانی کردن معلم:

رفتن به مدرسه هنوز برای کودک شما یک تجربه نسبتاً جدید به حساب می آید و از آنجایی که فرزند شما هنوز با قوانین مدرسه و انتظاراتی که معلم او از او دارد، آشنایی ندارد، ممکن است فکر کردن به این مسئله که مبادا روزی از خطوط قرمز خود فراتر برود، دچار ترس و اضطراب بشود. دکتر دومینگز می گوید: شما به احتمال زیاد در داستانهایی که او در مورد بچه های دیگر برای شما تعریف می کند، متوجه ترس و اضطراب او خواهید شد: “امروز مادوکس هر چی خانم معلم بهش می گفت سرجات بشین، به حرفاش گوش نمی کرد و همین موضوع باعث عصبانیت خانم معلم شده بود. خانم معلم برای اینکه مادوکسو تنبیه کنه، نذاشت با ما بازی کنه ” او ممکن است تنبیه سایر دانش آموزان را مشاهده کند و از اینکه ممکن است در آینده نیز اتفاقی مشابه برای او بیفتد، دچار ترس شود.

ترس کودکان از بیماری یا آسیب دیدگی:

یادتان هست که وقتی دست کودکتان زخم می شد با بوسیدن جای زخم سعی می کردید او را آرام کنید ؟ شما دیگر نباید چنین کاری را انجام دهید! به گفته دکتر چانسکی ، ترس از بیماری و یا آسیب دیدگی به دلایل مختلفی ایجاد می شود: فرزند شما نه تنها از جهان اطراف خود آگاه تر شده تر است (او وقتی سعی داشت مانع از افتادن دوستش از روی تاب شود، بر روی زمین افتاد و لب هایش زخم شد) بلکه حافظه او به قدری رشد کرده است که به راحتی می تواند آخرین باری که دچار سرما خوردگی و سرفه شدیدی شده بود را نیز به یاد آورد.

ترس کودکان از دیدن کابوس:

فرزند شما هنوز در تلاش است تا بفهمد که در این دنیا چه چیزهایی “واقعی” و چه چیزی خیالی هستند. اکثر بچه های در سنین مهد کودک،  عاشق شخصیت های مانند پری دریایی و یا اسب تکشاخ هستند!

دکتر دومینگز می گوید:

“بنابراین وقتی کودک شما خواب بدی می بیند ، می تواند آن خواب آنقدر برای او واقعی به نظر برسد که ممکن است تصور کند که چیزهایی که در خواب دیده است، واقعا اتفاق افتاده اند.” این پدیده در واقع بخشی از روند طبیعی رشد مغز می باشد و به همین دلیل است که شما ممکن است شاهد پدیده ای به نام بازی وانمودی در کودک خود باشید.

چگونه به آنها کمک کنیم

همزمان که در حال همدلی با کودکتان هستید، در رابطه با اتفاقات رخ داده توضیحاتی را ارائه دهید. به عنوان مثال ، پس از اینکه کودک شما دچار کابوس شد، سعی کنید او را آرام کنید و سپس به او توضیح دهید که تمام رویاها(شاد، عجیب و یا ترسناک ) تنها داستانهایی هستند که ذهن ما در هنگام خواب آنها را می سازد و واقعیت ندارند. اما دکتر چانسکی می گوید ، هر چقدر هم که ترس کودک شما “احمقانه” به نظر برسد ، نباید با گفتن جمله ای به مانند”چیزی نیست عزیزم، اینا همش تو ذهن تو هستند و واقعیت ندارند” به آن بی توجهی کنید. چنین عکس العملی از سوی شما این پیام را به کودکتان منتقل می کند که احساسات او اشتباه بوده و نباید زیاد خود را درگیر آنها بکند.

در واقع اینکار می تواند تا حد زیادی مانع از توسعه توانایی هایی مدیریتی و واکنش مناسب کودک شما به احساسات منفی شدید در آینده شود. دکتر چانسکی برای مقابله با ترس ناشی از دیدن کابوس در هنگام خواب تمرین زیر را پیشنهاد می کند: از فرزند خود بخواهید تا تصویر چهار در را روی کاغذی بکشد و سپس به او بگویید تا بر روی تک تک آنها تصویر یکی از چیزهای که به آن علاقه مند است را ترسیم کند(کاپ کیک ، پدربزرگ ، لگو ، ساحل) و قبل از خواب از او بخواهید تا دری را انتخاب کند و وارد آن شود و راجع به آن چیزی که بر روی آن در رسم کرده است، فکر کند.

بچه های بزرگ: بالای ۷ سال

ترس کودکان از حوادث ناگهانی:

فرزند شما در این سن نسبت به دنیای اطراف خود و اتفاقاتی که در آن رخ می دهد، از جمله گزارش های مربوط به آب و هوا ، داستانهایی که در اخبار پخش می شود و حوادث غم انگیز تاریخی بسیار آگاه است. اما کودکان در این سن درک چندانی در مورد مسائلی همچون طوفان های حاره ای ، تصادفات رانندگی و یا حملات تروریستی ندارد. دکتر چانسکی می گوید : “فرض کنید که تلویزیون خبری را راجع به طوفانی که اخیرا در منطقه شما رخ داده است، پخش می کند. اما طوفان در کجا رخ داده است؟ در حیاط پشتی خانه شما؟ ما می دانیم که این طوفان حداقل در  پس ذهن کودک شما رخ داده است. ”

ترس کودکان از بیماری و یا مرگ شما:

اگر احساس می کنید که کودک شما این روزها چیزهای بیمارگونه را در ذهن خود مرور می کند، این بدان دلیل است که کودکان مدام به چیزهایی که می ترسند، فکر می کنند. دکتر دومینگز می گوید: “بچه ها در حدود سن ۷ سالگی بیشتر در مورد مرگ از شما سوال می کنند.” آنها نه تنها از نظر شناختی آنقدر رشد کرده اند که می توانند مفاهیمی انتزاعی مانند مرگ را درک کنند بلکه ممکن است به خوبی متوجه از دست دادن یک حیوان خانگی و یا پدربزرگ و مادربزرگ خود نیز بشوند. به علاوه ، آنها از این مرحله که “والدین ” عمری جاوادن دارند، عبور کرده و متوجه شده اند که شما نیز دارای عمری محدود هستید (و می توانید بمیرید).

ترس کودکان از چیزهای وحشتناک:

کودکان شما هرچقدر هم بزرگ شده باشند و به درک بهتری از مسائلی که در اطراف آنها رخ می دهد رسیده باشند اما هنوز هم دارای قوه تخیل قویی هستند و ممکن است از موجوداتی مانند عنکبوت ها ، جادوگرها و ارواح بترسند.

دکتر چانسکی می گوید:

“کودکان در رابطه با کمد دیواری و فضای تاریک زیر تخت خود خیال پردازی می کنند.” او همچنین بر این باور است که ترس از حیواناتی مانند مارها و عنکبوتها، ترس ناشی از خیال پردازی نبوده و کودکان در واقع از چنین موجوداتی می ترسند: “برخی حیوانات واقعاً می توانند به آنها صدمه بزنند و کودکان بزرگتر از این موضوع آگاه هستند  .” ما به عنوان والدین باید به آنها بیاموزیم که چگونه باید ترس های خود را کنار بیایند.

چگونه به آنها کمک کنیم

سعی کنید تا در رابطه با اتفاقاتی که در سرتاسر دنیا در حال رخ دادن می باشد،  توضیحاتی را به کودک خود ارائه دهید، به عنوان مثال اگر آب و هوای بد باعث نگرانی کودک شما شده است، چند دقیقه وقت بگذارید و درباره طوفان ها اطلاعاتی را در اختیار او قرار دهید. سپس بر روی یک کاغذ جدولی بکشید و در یک طرف آن ترس های خاص کودک خود و در طرف دیگر آن لیستی از چیزهایی که احساس می کنید که باعث ترس کودک شما شده است را یادداشت کنید.

دکتر چانسکی می گوید:

“شاید متوجه شده باشید که پدیده هایی مانند طوفان در محل زندگی شما به ندرت اتفاق می افتد و یا اگر هم اتفاق بیفتد، سازمان های هواشناسی از قبل مردم را از وقوع آن آگاه می کنند و بدین ترتیب مردم می توانند از قبل خود را آماده کرده و از خطرات احتمالی در امان بمانند.”

 نکته مهم

به هیچ عنوان در مورد اتفاقات بدی که در حال رخ دادن می باشند، دروغ نگویید.

دکتر دومینگز می گوید:

اتفاقات بدی در جهان در حال رخ دادن است و فرزندان شما نیز قطعا از آنها مطلع هستند. “البته من می دانم که شما به عنوان والدین سعی دارید از کودک خود محافظت کنید ، اما اگر او متوجه شود که شما واقعیت را به او نگفته اید،این مسئله باعث می شود تا کودک شما در آینده نسبت به شما بی اعتماد شود.” همچنین مهم است که به او این اطمینان را بدهید که وقتی اتفاق بدی رخ می دهد ، همیشه افرادی مانند آتش نشانان ، افسران پلیس یا امدادگران صلیب سرخ به کمک ما خواهند آمد.

منبع : www.parents.com
مترجم : علی رضا لهفتان
مطالب دیگر

4 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

  • عالی

    پاسخ
  • من ۱۵ سالمه و از تاریکی میترسم و قوه تخیل بالایی دارم یعنی خیلب بالا چون کتاب مینویسم بعد فکردم میتونه کمکم کنه که همچین ترس احمقانه و بچگانه ای نداشته باشم و دیدم تا ۷ ۸ ساله ها داره 😂😔

    پاسخ
  • راستش من خودم یه بچه ی ۱۰ ساله هستم و با نوشته هایی که در بالا بود حالم بهتر شد

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست