چرا کودکان به کسانی اشتباهشان را به آنها گوشزد می‌کنند، واکنش نشان می‌دهند

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. تربیت کودک
  4. chevron_right
  5. چرا کودکان به کسانی اشتباهشان را به آنها گوشزد می‌کنند، واکنش نشان می‌دهند
واکنش کودکان

کودکان شخصیت ضد اجتماعی ندارند

نکات کلیدی

  • کودکان با خندیدن ، اجتناب از  برقراری تماس چشمی و یا فرار کردن سعی می کنند تا از قرار گرفتن در شرایطی که برای آنها ناخوشایند و یا آزار دهنده است ، جلوگیری کنند. (واکنش کودکان)
  • خندیدن و یا گرفتن حالتی تدافعی در  کودکان به معنای نبود حس همدلی در آنها نیست. بلکه برعکس ، کودکان سرشار از محبت و احساسات هستند. (واکنش کودکان)
  • واکنش های شما ممکن است باعث شکل گیری احساس خجالت و شرمندگی در کودک شما و در نهایت گوشه گیری بیشتر او شود.  توجه کافی والدین به “رفتارهای نادرست” آنها باعث می‌شود تا کودکان بتوانند مسئولیت انجام کارهای خود را بر عهده بگیرند.

امروز صبح با لحنی بسیار آرام به پسرم مارتین توضیح دادم که وقتی می خواهد یک فنجان قهوه را روی یک میز شیشه ای بگذارد  ، باید کاملا حواسش را جمع کند و او در پاسخ گفت: “نترس شیشه میز نمیشکنه! دیگه این جمله رو بهم نگو! می فهمی چی میگم؟ متوجه شدی؟ “این عکس العملی کاملا طبیعی است، هنگامی که اشتباهات کودکانمان را به آنها گوشزد می کنیم و یا محدودیت هایی برای آنها تعیین می کنیم و یا هنگامی که آنها نمی توانند کاری را به درستی انجام دهد، تمام اینها باعث خواهد شد تا کودکان ما واکنش های انفجاری از خود نشان دهند. (واکنش کودکان)

هنگامی که ما سعی می کنیم تا در رابطه با انجام برخی از کارها با آوردن دلایلی به مخالفت با کودک خود بپردازیم، باید بدانید که انجام این کار تنها باعث گوشه گیری بیشتر او خواهد شد. کودکان ممکن است به صحبت های شما بی توجهی کنند و یا سعی کنند از موقعیت موجود فرار کنند. بسیاری از والدین نمی دانند که چگونه باید محدودیت هایی را برای فرزند خود تعیین کنند. بسياری از آنها در درک این مسئله که چرا فرزندانشان تا این حد نسبت به صحبت ها و واکنش های آنها حساس هستند، ناتوان هستند.

هنگامی که ما به مالایکا می گوییم که با اسباب بازی های نوزادمان بازی نکند و یا سازه های کوچکی که دوستانش با اسباب بازی درست کرده اند را خراب نکند، او در واکنش  به ما می خندد و در نهایت نیز موقعیت را ترک می کند. برای او اهمیتی ندارد که کار اشتباهی انجام داده است و یا باعث آزار دیگران شده است. ما ممکن است از اینکه هیچ حس همدلی در کودک ما وجود ندارد و یا اینکه او نمی تواند خود را جای دیگران بگذارد، احساس نگرانی کنیم.

واکنش کودکان

هنگامی که ما اشتباهات کودکانمان را به آنها گوشزد می‌کنیم، آنها با انجام اعمالی همچون خندیدن، امتناع از برقراری ارتباط چشمی ، فرار ، بی توجهی به صحبت های ما و انجام رفتارهای مشابه سعی می کنند تا از موقعیت ایجاد شده فرار کنند و انجام چنین کارهایی توسط آنها می تواند برای ما آزاردهنده باشد. ممکن است شما هم مانند بسیاری از والدینی که من با آنها کار می کنم، ممکن است به خاطر پیش آمدن چنین مسائلی ناراحت شده و یا احساس نگرانی کنید و این سوال را از من بکنید که چگونه ممکن است کودکی که خودمان تربیت کرده ایم، نسبت به آسیبی به دیگران می رساند کاملا بی تفاوت بوده و یا حتی بدتر، از انجام آن لذت ببرد.

در اینجا ما با یکی از چالش برانگیزترین جنبه های فرزندپروری مواجه هستیم:

والدین تمایل دارند تا تنها از دریچه منطق، رفتارهای کودکان خود را تفسیر و یا بررسی کنند : وقتی کودک ما می خندد و یا به گونه ای رفتار می کند که انگار برای او مهم نیست که چه کار بدی انجام داده و یا چه حرف بدی زده است، این بدان معناست که هیچ حس همدلی در چنین کودکی وجود ندارد (و برخی از والدین نیز نگران این موضوع هستند که مبادا کودک آنها در حال تبدیل شده به یک فرد جامعه ستیز می باشد). البته که این موضوع صحت ندارد. ما نمی توانیم تنها از دریچه منطق به بررسی رفتار های کودکان بپردازیم. ممکن است اقدامات آنها از نظر ما نگران کننده و یا غیر منطقی باشند، اما اگر از منظر یک کودک به کارها و اقدامات آنها نگاه می کنیم، متوجه می شویم که اکثر رفتارهای آنها کاملا منطقی هستند.

بروز چنین رفتارهایی در آنها بدان معنا نیست که فرزند شما فاقد همدلی و یا هر گونه احساسی می باشد. بسیاری از کودکان( به ویژه کودکانی که ذاتا نسبت به هر مسئله ای بسیار حساس هستند) گوشزدها و دستورالعمل های شما را نوعی تنبیه و مجازات در نظر می گیرند(و نه به عنوان قوانینی که شما با هدفی خاص آنها را در محیط خانه وضع می کنید) و همین موضوع باعث می شود تا کودکان به خاطر کارهایی که انجام می دهند، احساس سرافکندگی و خجالت کنند.

سازوکار های مقابله ای واکنش کودکان

بروز رفتارهایی مانند خندیدن ، فرار کردن و بی توجهی به صحبت های والدین، سازوکار های مقابله ای هستند که کودکان در هنگام بحث و درگیری با والدین خود از آنها استفاده می کنند‌ با وجود اینکه این رفتارها از نظر اجتماعی به هیچ عنوان قابل قبول نیستند اما کودکان به کمک آنها می توانند از خود در برابر موجی از احساسات آسیب زا محافظت کنند. حتی راهنمایی ها و پیشنهادات شما ممکن است باعث ناراحتی و عصبانیت کودک شما بشود، مثلا هنگامی که شما به کودک خود یاد آوری می کنيد که چگونه باید قیچی را در دست خود نگه دارد  و یا تعادل خود را روی اسکوتر حفظ کند.( آنها با داشتن چنین رفتارهایی سعی می کنند تا شما را از گفتن حرف هایی که باعث ناراحتیشان می شود، منع کنند.

عصبانیت والدین نسبت به انجام برخی از کارها توسط کودکان می تواند برای کودکانی که دارای روحیه بسیار حساسی هستند، کاملا طاقت فرسا و دشوار باشد. با وجود اینکه کودکان می دانند که کاری غیرقابل قبولی را انجام داده اند ، اما هنوز مهارت های لازم برای مقابله با رفتارهای تکانشی خود را کسب نکرده اند. کودکان ممکن است هنگامی که مسئله ای را به آنها گوشزد می کنید، با هدف جلوگیری از استرس و ناراحتی، دست به چنین اقداماتی بزنند. آنها تنها سعی دارند تا با احساساتی که درک و کنترل آنها برایشان دشوار است، کنار بیایند.

با وجود ماهیت تحریک آمیز چنین رفتارهایی ،  والدین ممکن است واکنشی شدید به آنها نشان داده و یا کودک خود را تنبیه کنند.

والدین با پرسیدن سوالاتی مانند:

” مشکل تو چیه؟ فکر می کنی اذیت کردن دوستات خیلی خنده داره؟ ” به رفتارهای کودکان خود واکنش نشان دهند. مشکل اینجاست که این نوع واکنش ها بیشتر باعث می‌شود تا کودک شما احساس ناراحتی و سرافکندگی کنند تا حدی که ممکن است فرزند شما کنترل خود را از دست بدهد. هنگامی که مغز کودک شما تحت تاثیر چنین احساسات ناخوشایندی قرار می گیرد، به وضوح دیگر نمی تواند به درستی به مسائل مختلف فکر کرده و یا به تجزیه و تحلیل آنها بپردازد ، بنابراین دیگر تلاش های شما برای تصحیح اشتباهات آنها موثر واقع نخواهد شد.

در عوض می توانید از استراتژی هایی ذکر شده در زیر بهره ببرید که نه تنها باعث ایجاد ناراحتی و حساسیت در کودکان نمی شوند بلکه به آنه کمک می کند تا در نهایت تأمل و یادگیری، مسئولیت کارهای خود را بپذیرند.

در صورت واکنش کودکان چه باید بکنیم:

اگر کودکتان به شما می خندد ، زبانش را بیرون می آورد و یا دست هایش را روی گوش هایش می گذارد تا صدای شما را نشنود،(واکنش کودکان) در این صورت تنها باید به آنها بی توجهی کنید: اینکه از او بخواهید تا دست از رفتارهای خود بکشد و یا اینکه از او سوال کنید که چرا چنین کارهایی را انجام می دهد، انجام اینکار تنها باعث بدتر شدن اوضاع خواهد شد. به علاوه، کودکان نمی دانند که چرا چنین رفتارهایی از آنها سر می زند. اگر فرزند شما از داشتن تماس چشمی با شما اجتناب می کند، او را وادار نکنید تا به شما نگاه کند.

در واقع شما نمی توانید او را مجبور به انجام این کار کنید، زیرا انجام این کار تنها باعث می شود تا یک نبرد قدرت میان شما و کودکتان شکل بگیرد و توجه شما را از موضوع اصلی منحرف خواهد کرد. به گونه ای با آنها رفتار کنید که از بودن در کنار شما احساس امنیت کنند. بهتر است در صورت بروز چنین رفتارهایی در کودک خود، از جملاتی مانند این استفاده کنید: ” می دونم که دلت نمیخاد که ما مجبورت کنیم تا به کارایی که انجام دادی فکر کنی و یا مثلا بهت بگیم که فلان کارارو انجام ندی.”

پس از  فروکش کردن عصبانیت کودکتان، با او در مورد مشکل پیش آمده حرف بزنید:

ما به عنوان والدین ذاتا تمایل داریم تا حتی در چنین لحظات پر تنشی نیز، با استفاده از قدرت منطقی که داریم، نکاتی را به فرزندانمان گوشزد کنیم. اما باید بدانید که هنگامی که مغز کودک شما تحت تاثیر چنین احساسات ناخوشایندی قرار می گیرد، دیگر توانایی استفاده از قسمتی از مغز که آنها را قادر می سازد تا راجع به مسائل مختلف به تفکر و استدلال بپردازند، نخواهند داشت.کمی منتظر بمانید تا آتش عصبانیت فرزند شما فروکش کند و سپس از او بخواهید تا به تأمل راجع به مسائل پیش آمده، بپردازد و در نهایت نیز اگر نکته ای در ذهن خود دارید ، آن را در اختیار او قرار دهید.

حالا می توانید دوباره به بحث و گفتگو راجع به مسائل پیش آمده بپردازید: “من فقط ازت خواسته بودم که وقتی میخای فنجونتو روی میز شیشه ای بذاری، خیلی دقت کنی چون شیشش خیلی نازکه و ممکنه بشکنه. قصدم فقط کمک کردن به تو بود. این درست مثل وقتیه که معلمت ازت میخاد کاری رو انجام بدی. تو نباید از حرف های من ناراحت بشی. ” کمی مکث کنید و به فرزند خود فرصت دهید تا نظر خود را به شما بگوید. ممکن است چنین سوالی را از او بپرسید :

” حالا به نظرت من  داشتم با حالت عصبانیت باهات صحبت می کردم و یا فقط لحنم کمی انتقادی بود؟

به او توضیح دهید که گاهی اوقات ممکن است افراد به درستی متوجه منظور حرف های ما نشوند.یا ، “تو تنها به خاطر اینکه میزی اسباب بازی هاشو بهت نداد، عصبانی شدی. از این کارش ناراحت شدی و ساختمونی که با اسباب بازی درست کرده بود رو خراب کردی. تو واقعا تو اون لحظات کنترل خودت رو از دست داده بودی. میدونم که برات سخته که الان بخواهیم راجع این موضوع صحبت کنیم و من احساسی که الان داری رو به خوبی درک می کنم.

” بازگو کردن اتفاق رخ داده بدون اینکه بخواهیم کودک خود را قضاوت کنیم (و یا اینکه بخواهیم باعث خجالت و شرمساری او شویم) باعث فروکش کردن حالت تدافعی در او می شود و به احتمال زیاد با اطمینان خاطر و بدون هیچ استرسی به کارهایی که انجام داده است، فکر خواهد کرد( این اولین گام مهمی است که فرزند شما می تواند به کمک آن مسئولیت رفتارها و اقدامات خود را بر عهده بگیرد و در نهایت نیز تغییراتی مثبت در زندگی خود ایجاد کند) .

وادار کردن کودکان به گفتن جملاتی مانند “متاسفم” و یا” دیگه تکرار نمیشه ” : من به دلایل مختلف وادار کردن کودکان به گفتن چنین جملاتی را مناسب نمی‌دانم :

  1. در واقع این جزو دسته ای از کارهایی به حساب می آید که نمی توانید فرزندان خود را مجبور به انجام آن کنید، بنابراین هنگامی که کودک شما، در برابر خواسته های شما مقاومت مقاومت می‌کند، اصرار شما به گفتن چنین جملاتی تنها باعث تشدید درگیری میان شما و کودکتان خواهد شد.
  2. وقتی افراد بزرگسالان از کودکان می خواهند تا از جملاتی مانند “متاسفم” و یا” دیگه تکرار نمیشه ” استفاده کنند، کودکان معمولا از آنها اطاعت می کنند. در واقع انجام اینکار کاملا بی معنا بود و هیچ تاثیری بر رفتار آنها ندارد.

در عوض ، پس از آرام شدن اوضاع، با فرزند خود در رابطه با تأثیری که ممکن است رفتارهای او بر سایر افراد داشته باشد (بدون اینکه باعث شرمندگی او شوید و یا اینکه او را قضاوت کنید) صحبت کنید. انجام اینکار باعث کاهش رفتارهای تکانشی در کودک شما خواهد شد. توضیح دهید که بدرفتاری کردن با دیگران ( چه با استفاده از کلمات نامناسب و چه در عمل ) نه تنها باعث آسیب رساندن به دیگران می شود، بلکه انجام آنها ممکن است به ضرر خود او تمام شود و این بدان دلیل است که داشتن چنین رویکردی باعث می شود تا دیگران به او بدبین شده و یا احساس بدی نسبت به او داشته باشند. به همین دلیل است که شما باید به کودک خود کمک می کنید تا برای ابراز احساسات خود، راه های دیگری را پیدا کنند.

(در صورتی که ما تمام توجه و تمرکزمان را بر روی کودک آسیب دیده بگذاریم و به کودک خود بی توجهی کنیم، انجام این کار تنها باعث می شود تا کودک ما حالتی دفاعی بیشتری به خود بگیرد).

سپس به او قدرت انتخاب بدهید:

او می تواند بگوید “متاسفم” ، می‌تواند برای بهتر شدن اوضاع کاری کند ( به عنوان مثال کودک شما می تواند به دوست خود کمک کند تا دوباره اسباب بازی های خود را روی هم بچیند ، می تواند با انجام حرکتی باعث آرامش آن کودک شود( مانند در آغوش گرفتن ، نوازش کردن …) ، یا می تواند به عنوان معذرت خواهی متنی را بر روی کاغذ بنویسد و یا نقاشی بکشد و آنها را به آن کودک هدیه بدهد. دادن حق انتخاب به کودکان در چنین مواقعی باعث کاهش رفتارهای تدافعی در آنها خواهد شد.

داشتن رویکردی بی طرفانه و حفظ آرامش در حین رخ دادن چنین مسائلی( بدون اینکه باعث شرمندگی او شوید و یا او را به انجام کاری متهم کنید) باعث کاهش بروز چنین رفتارهایی در کودک شما خواهد شد. بدین ترتیب کودک شما یاد می گیرد که برای ابراز احساسات خود می تواند از شیوه های بهتری استفاده کند. به هر حال ، این هدف نهایی است.

منبع : www.psychologytoday.com
مترجم : علی رضا لهفتان
مطالب دیگر

1 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست